تبليغاتX
.
 
.
 
 
دهنم خیلی تلخه!
 

تکه نویسی. این کاری که گاه گاه گوشه کتاب یا دفتر یا پدموس یا هرچیزی که دم دستم برسه انجام می دم. من عاشق خوشنویسی تکه های از خود نوشته امم

الهی!

               نان تو می خورم و فرمان شیطان می برم...به فریادم برس...

 

بعضی حرف ها تاریخ انقضا دارند...

تاریخ انقضایشان که فرا برسد محکوم به نیست شدن می شوند...

باید در گلو خفه شان کرد...

 

 یک شب از دست کسی

باده ای خواهم خورد

که مرا با خود، تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد!

 

او: اگر کسی دلت رو بشکنه چی کار می کنی؟

من: با چسب سنگ می چسبونمش! [چشمک]

 

آسیب شناسی شعر امروز ایران

 

این شعر رو نمی دونم چرا و واسه چی گفتم. به هر حال شاید اسمش شعر نو باشه!!!!

خیلی زود

پیش از آن‌كه
نگاه‌مان دوباره با هم تلاقی كند
تا شاید لبخندی بزنم و
او رو ترش كند و
بیشتر عاشقش بشوم،
پیش از آن‌كه
خودمان را
دست در دست
در جاده‌های بی‌انتهای رؤیا تصور كنم...
پیش از آن‌كه
بهانه‌ای پیدا كنم تا بپرسم «خانم، ببخشید شما...»،
پیش از آن‌كه حتی
آن‌قدر سیر نگاهش كنم
كه لااقل تصویرش
هیچ‌گاه از ذهنم محو نشود
پیش از آن‌كه...

... در اولین ایستگاه پیاده شد

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط احسان عمرانی  | 

دو سه روزه به خودت خیلی می‌نازی غزلك
چقدر ور می‌زنی، روده درازی غزلك 

می‌ری تو یاهو مسِنجر با همه چت می‌كنی
پِی كی هستی تو دنیای مجازی غزلك؟

به گمونم كه تو هم  تو زرد از آب در اومدی
منو باش كه فكر می‌كردم تو بسازی غزلك

عزیزم چه مرگته؟ باز كی پُرت كرده بگو
بگو منظورت چیه؟ از چه لحاظی غزلك؟

بعضی وقتا صحبتات اشك منو در میاره
بسكه تو رمانتیكی، پوست پیازی غزلك

تو به من می‌گفتی میمون، یه نیگا تو آینه كن
من اگه شكل گوریلم تو گرازی غزلك!

تو قرار بود بری بوشهر برا دیدن ننه‌‌ت
دیدنت با یكی تو جادّه خوويزي غزلك

نظرت چیه برم الكتریكی وا كنم؟
آخه خیلی جذابی، برق سه فازی غزلك

نكنه هوا ورت داره بگی ماشین می‌خوام
یه موتور دارم اونم از نوع گازی! غزلك

خلاصه جنبه عشقو نداری بزن بغل
برو دس بردار از این مسخره بازی غزلك

مام كه شاعر نمی‌شیم شعر نون و آب نمی‌شه
دیگه باس بریم پیِ ترانه سازی غزلك!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط احسان عمرانی  | 
 
  بالا